جلسه ی یکشنبه افتاد دوشنبه و من از دوشنبه صبح که رفتم شهر دانشگاه یه سره مشغول بودم تا چارشنبه! روز اول که جلسه داشتیم با دوست جون و استاد و گشتن دانشگاه و برنامه ریختنای جدید و دیدن استادایی که بودن و کل دانشکده و مسئولا و دیدن یه سری ورودیای جدید روز دوم هم که رفتیم اتاق جدیدی که واسمون ساختن (واسه انجمنا و کانونا و این ها) که خیلی بزرگ تر بود و یه فرش هم بود که پهن کردیم وسط اتاق که به خاطر خرابی کولر وحشتناک گرم بود و دو نفری نشستیم به آماده کردن کبوترای کار اینستالیشنمون عصرش هم بلافاصله از اونجا رفتیم برای خرید وسایل با بودجه ی اندک دانشگاه تا شبش که خسته و کوفته و دااااغون (ولی با روحیه ی خووووب) برگشتیم خوابگاه. شبش هم که من نتونستم بخوابم و صپ زود با دوتا از آقاهایی که تو دانشگاه مشغول هستن و لطف کردن مارو همراه خودشون کردن اومدیم اهواز که دانشگاه اصلی هست(دانشکده ی ما جدا از دانشگاه هست) برای انجام کارا که به خوبی انجام شد و تازه یه دوست نادیده از بچه های دانشگاه رو هم دیدم اونجا و اومد کمک ^_^ و حالا مونده دوشنبه که بریم برای چیدنش :) این اولین تجربه ی من تو کار اینستالیشن هست که رزومه خوبی میشه و فکر میکنم نتیجه ی کار هم خوب باشه ^_^
چارشنبه عصر که برگشتم خونه یه سره خواااابیدم تا پنجشنبه ظهر که پا شدم واسه ناهار (فقط دوبار پاشدم یه چی خوردم نمیرم وسط خواب) و تازه سه ساعت بعدش هم دوباره سه ساعت دیگه خوابیدم!!! در این حد نابود شدم تو اون سه روز و 30 ساعت یک سر بیدار بودن!! خیلیییی خوب بود ولی، کاش همیشه خستگیا اینجوری باشه :)
شبروان خيال...ما را در سایت شبروان خيال دنبال میکنید
برچسب: 520 2,520 6,520 0,520 090,520 6 diagnosis,520 3 new york bar,520 000 idr to aud,520 com,520 net,520 00 us to canadian, نویسنده: بازدید: 72