
اولxa0ِ جوانی، وقتی هنوووز هیچ بخش زندگیت به طور جدی شکل نگرفته؛ یعنی در عین تمام لذتی که از جوانیت میبری، می نویسی و می نویسی و در نهایت، به خاطر اینکه فلان کَسَک ها چه فکرها می کنند و چه حرف ها میزنند نمی توانی در محلی که برایش نوشتی عمومی اش کنی! .... به حقیقت که وبلاگ امن ترین و راحت ترین جا برای انتشار نوشته ها و احساساته. xa0تو فکرم که یک اکانت اینستای دیگه در کنار این یکی داشته باشم بدون وجود فامیل و صرفا برای دوستان و حتی شاید غریبه تر ها! xa0 چقدر آخر ترم ها آدم دوست داره همه چیز بره رو...
ادامه مطلب
این تابستون یه جورایی از بدترین ها بود!! اولش که با یه عمل کوچیک شروع شد که حدود سه هفته ای خونه نشینم کرد و بعد هم سفری که جوری که فکر میکردم پیش نرفت و برنامه ریزیا و کلاسایی و کارایی که هیچ کدوم اون طور که قرار بود نشد و رفتن تا مرز افسردگی..! و البته تلاش های من برای حال خوب کردن خودم که یه جورایی یک ماهه ی آخر رو بهتر پیش برد و خودم قاطی یه برنامه ی دیگه کردم که خوش گذشت و آشناهای جدید و الان هم شروع کردم بالاخره اندکی فرانسوی آموختن! :دی از نت البته، ببینم تا چه حدی پیش میرم همینجوری. و ال...
ادامه مطلب