
این تابستون یه جورایی از بدترین ها بود!! اولش که با یه عمل کوچیک شروع شد که حدود سه هفته ای خونه نشینم کرد و بعد هم سفری که جوری که فکر میکردم پیش نرفت و برنامه ریزیا و کلاسایی و کارایی که هیچ کدوم اون طور که قرار بود نشد و رفتن تا مرز افسردگی..! و البته تلاش های من برای حال خوب کردن خودم که یه جورایی یک ماهه ی آخر رو بهتر پیش برد و خودم قاطی یه برنامه ی دیگه کردم که خوش گذشت و آشناهای جدید و الان هم شروع کردم بالاخره اندکی فرانسوی آموختن! :دی از نت البته، ببینم تا چه حدی پیش میرم همینجوری. و ال...
ادامه مطلب