
خب... حالا از چی بنویسم... میدونید، الان اینجوری که هندزفری توی گوشمه و آهنگ پلی شده و نشستم روی تخت و با کتاب دفترای دورم و سرم رو کردم تو لپ تاپ وااااقعا یه سیگار میطلبه! بله من بچه ی بدی شدم و چیزی رو تجربه کردم که همه میگن بده و من متاسفانه بدم نیومد!! بعد میخوام بگم که خوابگاه یه امکاناتی داره که خونه نداره ولی خب مگه واقعا توی یه خوابگاه دخترونه چقدر میشه آزادی داشت؟! اصلا مگه توی این جامعه چقدر میشه داشتش؟! و من واقعا نمیدونم چیه این احساس لعنتی که منو بسته به اینجا !! حالا نیاید بگید آزا...
ادامه مطلب